بخاطر بسپار

اي خصم به جان تاخته توفان شرر شو

اي بغض گل انداخته فرياد خطر شو

اي حافظ جان اي وطن از خان برون آي

از خانه برون خيز و از خويش به درشو

اي روي برافروخته خود پرچم ره باش

اي مشت برافراشته افراشته‌تر شو

محبوب ترین ها
صفحه اصلی arrow لیست کلی arrow اجتماعي arrow رمز موفقيت؛گذر از روش‌هاي سنتي

رمز موفقيت؛گذر از روش‌هاي سنتي چاپ ارسال به دوست

امروز كلاس كوچك مدرسه حال و هواي ديگري دارد، چرا كه شاگردان جديدي براي اولين بار قصد ورود به مدرسه را دارند . شاگرداني كه شايد بارها خود به مدرسه قدم گذاشته اند اما در نقش اوليا اما امروز اين حضور رنگ ديگري دارد. آنها با قدم گذاشتن به كلاس درس مي خواهند بـــــا بي سوادي خود مبارزه كنند. اگر فرستادن نونهالان به مدرسه يك عرف عمومي در جامعه محسوب مي شود اما اين بزرگسالان را دلايل ديگري به كلاس درس گشانده است. شايد نگاههاي سنگين در كوچه و خيابان وقتي كه او آدرس به دست به دنبال خيابان منتهي به مقصد مي گردد در حاليكه تابلو بزرگ خيابان چند قدم پايين تر به وضوح به چشم مي آيد ، شايد هم ناتواني در نوشتن يك شماره تلفن و خواندن قيمت اجناس و هزاران شايد ديگر .

به هر حال او امروز در كنار ده ها دغدغه روزه مره زندگي مشقت خواندن و نوشتن را نيز به جان خريده است تنها به اين اميد كه ديگر او را بي سواد نخوانند.
يك مبارزه ضربتي
سواد و سواد آموزي يكي از مهم ترين مقدمات رشد ، توسعه و ارتقاي فرهنگي هر كشور است توانايي خواندن و نوشتن از عظيم ترين نعمت هايي است كه خداوند به انسان ها ارزاني داشته است اين توانايي است كه انسان را با گذشته ،حال و آينده پيوند مي دهد و موجبات ثبت و ضبط و انتقال تجربيات ،دانش و مهارت در جوامع انساني مي شود.
اين دليل و دهها دليل ديگر سبب شد كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي پيگيري مسئله محو پديده شوم بي سوادي مورد توجه مسئولان قرار بگيرد كه در راس آن امام خميني قرار داشت كه با پيام خود در هقتم دي ماه 1358 فرمان مبارزه ضربتي با بي سوادي را صادر فرمودند ايشان با ارايه رهنمودي مبتني بر تبديل فرهنگ وابسته كشور به فرهنگ مستقل و خودكفا ، همه را به مشاركت در اولين مرحله اين جهاد فرهنگي  عظيم يعني محو بي سوادي دعوت كردند.
امام خميني در اين باره فرمودند ”مايه بسي خجلت است كه در كشوري كه مهد علم و ادب بوده و در سايه اسلام زندگي مي كند بي سواد وجود داشته باشد“ به دنبال صدور اين فرمان سازمان نهضت سواد آموزي به صورت كاملا مستقل تاسيس شد و در آغاز از همكاري و امكانات ساير نهادها ، سازمان ها و ادارت دولتي استفاده مي كرد. سال 1361 با تصويب مجلس شوراي اسلامي اين سازمان به وزارت آموزش و پرورش پيوست و اساسنامه آن در سال 1363 به تصويب رسيد .
اهداف سازمان نهضت سواد آموزي براساس قانون مصوب مجلس شواري اسلامي عبارت است از 1- آموزش و انتقال مهارت خواندن و نوشتن به بي سوادان جامعه 2- تربيت و بالابردن سطح فرهنگ و نشر فرهنگ اسلامي متناسب با سواد آموزان براساس اهداف و وظايف سازمان نهضت سواد آموزي .
به طور كلي راهبردهاي سواد آموزي در دو عنوان كلي خلاصه مي شود آموختن براي خواندن و خواندن براي آموختن در راهبرد نخست به افراد ِآموزش داده مي شود تا بتوانند بخوانند و بنويسند و در راهبرد دوم افراد از مهارت خواندن به منظور افزايش آگاهي براي بهتنر زندگي كـــردن سود مي برند. به عبارت ديگر آموزش خواندن و نوشتن هدف نيست بلكه وسيله اي است براي دست يابي به آموزش هاي لازم جهت دست يابي به فرهنگ خودكفا و مستقل.
تقويت ،حفظ و تثبيت مهارت سواد پايه و بهره مند شدن از اين مهارت در زندگي و جلوگيري از بازگشت مجدد به بي سوادي مستلزم فعاليت هاي پس از سواد آموزي است كه در حقيقت به فعاليت هاي سواد آموزي معنا مي بخشد و سواد را به مفهوم واقعي در خدمت ارتقاي فرهنگ عمومي و توسعه و پيشرفت جامعه قرار مي دهد.
نهضت سواد آموزي به استناد به موارد فوق و به منظور دست يابي به اهداف زير فعاليت هاي تداوم سواد را سازماندهي كرده است .
1. تقويت و تثبيت مهارت سواد و پيش گيري از بازگشت به بي سوادي .
2. تقويت و بالا بردن سطح فرهنگ نوسوادن .
3. افزايش دانش و ِآگاهي نوسوادن در زمنيه هاي مختلف و ضروري .
4. افزايش قابليت نوسوادن براي مشاركت بيشتر در سازندگي و پيشرفت كشور و ايفاي نقش شايسته تر مسئوليت هاي فردي خانوادگي و اجتماعي.
5. توسعه و گسترش فرهنگ نوشتاري در بين مخاطبان.
درس خواندن را دوست دارم اما
ميانسال است و خوش رو كلاس هاي مقدماتي سازمان نهضت سواد آموزي را پشت سر گذاشته و به گفته خودش هم اكنون با نوه 9 ساله اش همكلاسي است او مي گويد: سال هاي سال از بي سواديم در رنج و غذاب بودم و به خاطر همين تصميم گرفتم در اين كلاس ها شركت كنم هر چند در سن ما يادگير ي سخت است اما درس خواندن را دوست دارم، اما مي دانيد دوست داشتن تنها كه فايده ندارد وقتي كه نمي توانم درس ها را ياد بگيرم كم كم آن اشتياق اوليه را از دست مي دهم اين مشكل من نيست خيلي ها به درد من دچار هستند .
خانم ديگري كه جوانتر به نظر مي آيد در تصديق صحبت هاي همكلاسي خود مي گويد : مــــــن نمي دان اين كتاب ها مرا چگونه تهيه كرده اند، من خودم تا چند كلاس درس خوانده ام و به خاطر مدت زماني كه آن را رها كردم درس ها كمي از خاطرم رفته است با اين حال من نيز با اين كتاب ها و فهميدنشان مشكل دارم چه رسد به كساني كه بار اول با اين درس آشنا مي شوند. خيلي ها هنوز خواندن و نوشتن را به خوبي فرا نگرفته اند كه در اين دوره بايد انشا بنويسند يا در مورد رياضي نيز همين طور هنوز در جمع و تفريق مشكل داريم كه به ما ضرب و تقسيم ياد مي دهند.
اين سواد آموز در ادامه مي گويد: از يك طرف يادگيري اين درس هاي مشكل به مـــــا فشار وارد مي كند از طرف ديگر مسئولان منطقه مرتب اعلام مي كنند كه بايد كتاب را زودتر تمام كنيد مثل اينكه بيشتر علاقه دارند كلاس ها تمام شود تا اينكه كسي با سواد شود به همين خاطر خيلي ها كه خودشان با علاقه به اين كلاس ها آمده اند بعد از مدتي كلاس ها را رها مي كنند.
خانم ديگري مي گويد: من هميشه از بي سوادي خودم در عذاب بودم دوست داشتم وقتي براي خريد بيرون مي رفتم مي توانستم قيمت اجناس را خودم بخوانم يادم مي آيد يكبار شب عيد كه مغازه ها شلوغ بود قيمت يك لباس را از فروشنده سئوال كردم او نيز با تندي جواب داد قيمت رويش است بخوان وقتي بار دوم سئوال كردم او تقريبا با فرياد گفت مگر سواد نداري خوب خودت بخوان از آن روز تصميم گرفتم هر طور كه باشد بتوانم خواندن و نوشتن را ياد بگيرم به خاطر همين تمام خانواده بسيج شدند تا اين مدرسه را برايم پيدا كردند دوره مقدماتي را پشت سر گذاشته ام در حاليكه هنوز به خوبي خواندن و نوشتن را ياد نگرفته ام و به همين علت در دوره جديد احساس مي كنم براي ادامه دادن كلاس ها مشكل دارم چون درس ها سخت است هميشه از كلاس عقب هستم و فكر مي كنم تمام خانواده از درس خواندن من در عذاب هستند اما به روي خودشان نمي آورند و با اين حال مرا به درس خواند و ادامه دادن تشويق مي كنند اما بعضي از خانم هاي كه در ايـــــــن كلاس ها شركت مي كنند هزاران مشكل داشته اند و دهها شرط از سوي خانواده مخصوصا همسرانشان به ايـــن كلاس ها آمده اند و كسي را نيز در منزل ندارند تا به آنها كمك كند به خاطر همين بعد از مدتي به خاطر نفهميدن و سختي درس و غرولندهاي شوهرانشان درس را رها مي كنند.
آموزشيار يكي از كلاس هاي نهضت سواد آموزي نيز مي گويد: ما براي درس دادن به سواد آموزها مشكلات فراواني داريم ، خود من قبول دارم كه سطح محتواي درس كتاب ها فراتر از يادگيري سواد آموزها است اما چاره ايي نيست چون دستور براي آموزش از مركز به ما ابلاغ مي شود حتي براي امتحانات نيز از منطقه مامور مي فرستند ما مشكلات زيادي داريم انگيزه لازم براي يادگيري بين سواد آموزان وجود ندارد ما براي تهيه كتاب و دفتر سواد آموزان نيز در مذيقه هستيم بايد بارها خودمان شخصي به سازمان مراجعه كنيم و براي كوچكترين امكانات از خود سواد آموزها كمك بگيريم مثل خريد ماژيك و ديگر لوازم از طرف ديگر آموزشيارهاي نهضت هيچ امتياز خاصي ندارند گرچه ما نيز مثل مربيان آموزش و پرورش كارمان تدريس است تنها قشر مخاطب ما متفاوت است آنها نسل امروز را باسواد مي كنند ما نيز نسل ديروز را با هزاران تجربه و افت و خيز در زندگي .
به كار خود ايمان دارم
اداره نهضت سواد آموزي  استان تهران واقع در خيابان انقلاب ساختمان قديمي است كه روزگاري در ساليان قبل از انقلاب متعلق به يكي از اعضاي وابسته به رژيم گذشته بوده كه امرزه با تغيير و تحولات شكل گرفته در آن تبديل به اين سازمان شده است هر چند وقتي كه قــدم به حياط وسيع آن مي گذاري استخر نيمه ويزان و... همگي حكايت از يك بناي قديم و شخصي  را مي دهد تا يك اداره دولتي . در طبقه دوم اين ساختمان قديمي اتاق ساده عباس سيفي رياست اداره آموزش و نيروي انساني سازمان نهضت سواد آموزي استان تهران قرار دارد كسي كه در سال 64 جذب سازمان نهضت سواد آموزي شده و كارش را به عنوان يك آموزشيار آغاز كرده تا امروز كه در پستي ديگر در همين سازمان مشغول به خدمت است .
او مي گويد : من با يك اعتقاد و آن هم محو بي سوادي در جامعه پا به اين سازمان گذاشته ام و تا آخرين لحظه نيز بر اين اعتقاد خود ايمان و باور دارم .
سيفي در مورد مشكلات مكاني براي داير كردن كلاس هاي نهضت مي گويد: در شهر تهران تاكيد داريم كه كلاس ها در مدارس داير شود چون فضاي مدارس يك فضاي آموزشي محسوب مي شود كه خوشبختانه با همكاري خوبي كه با آموزش و پرورش داشته ايم از ده سال پيش حدود 80 درصد كلاس هاي ما در فضاي مدارس تشكيل شده اند اما در حاشيه شهر تهران كـــــه كلاس هاي درس بچه ها دو نوبت و گاهي سه نوبته است از مدارس صرف نظر كرده ايم و رو آورده ايم بــــــه جايگاه هاي عمومي مثل مسجد و حسينه اما در بعضي مناطق مثل خاك سفيد چون دسترسي به هيچ كدام از اين مكان ها امكان نداشت بنابراين براي داير كردن كلاس هاي آموزش خود به فضاهاي استجاري روي آورده ايم به عنوان نمونه در همين محله خاك سفيد براي يك اتاق كوچك جهت تشكيل كلاس ها ماهي 100 هزار تومان كرايه مي پردازيم .
وي در رابطه با كمبود مراكز آموزشي در مناطق مختلف شهر تهران مي گويد: سازمان براي برپايي كلاس يكسري ضوابط دارد و آن ميانگين حداقل 10 سواد آموز براي تشكيل يك كلاس ، ما در هر منطقه با يك تعداد بي سواد رو به رو هستيم مثلا در منطقه 11 و 12 تعداد بي سواد و كم سواد از رقم بسيار پائيني برخوردار است بنابراين يك كلاس داير مي كنيم و سواد آموزها گاهي اوقات مجبورند يك مسير طولاني را طي كنند تا در آن مدرسه نام نويسي نمايند. مسئولان سازمان براي حل مشكل حد نصاب 10 نفر آمده اند و طرحي را با نام فرد به فرد را اجرا كرده اند به اين صورت كه آموزشيار به طور مستقيم به سواد آموز در هر مكاني كه دو طرف را رضايت داشته باشند درس مي آموزد. اين آموزشيارها حقوق ثابت ندارند بلكه در ازاي قبولي هر سواد آموز از طرف سازمان پاداش دريافت مي كنند درست مثل معلم خصوصي با اين تفاوت كه حق الدريس از سوي سازمان پرداخت مي شود نه سواد آموز البته آموزشيارها در مورد طرح فرد به فرد انگيزه لازم را ندارند ولي با اين حال تا كنون 100 نفر از طريق همين طرح آموزش ديده و بـــــــا سواد شده اند.
سيفي در پاسخ به اين سئوال كه نحوه همكاري از سوي مديران مدارس بايد به چه صورت باشد آيا آنها موظف به همكاري هستند يا نه مي گويد : نهضت سواد آموزي جدا از آموزش و پرورش نيست اما بايد به اين نكته توجه داشته باشيم كه طرح داير كردن كلاس هاي نهضت در مدارس براي مديران يك كار جانبي است ما مديران خودمان را به دو دسته تقسيم كرده ايم مديران اعتقادي و دسته دوم مديران بخشنامه اي هستند آنها كه با اعتقاد كار مي كنند تا آن جا پيش مي روند كه خودشان را براي با سواد شدن افراد مسئول مي دانند حتي در شيفت كلاس هاي نهضت به صورت يك مدير، با تمام انرژي حضور مستمر دارند در نقطه مقابل مديران بخشنامه اي هستند كه همان طور كه از نامشان مشخص است داير كردن كلاس هاي نهضت را در مدارس تحت رياست خود در حـد يك بخشنامه مي دانند نه بيشتر بنابراين هيچ دلسوزي و همكاري در اين زمينه ندارند اما بايد به اين نكته اشاره كنم كه هرگاه از سوي سواد آموزان و آموزشيارها عدم همكاري مدير مدرسه اي اعلام شود ما از نظر قوانين مشكل نداريم و در كمترين زمان به خاطر همين عـدم همكاري مدير مدرسه را عوض مي كنيم .
رئيس اداره آموزش نيروي انساني نهضت سواد آموزي در مورد سطح سواد آموزشيارها مي گويد : حداقل سواد آموزشيارهاي ما دپيلم است اما نمي گويم زير دپيلم نداريم هر آموزشيار بايد دوره 250 ساعته كه شامل آموزش روش تدريس و آموزش يادهي مشاركتي است را پشت سر بگذارد كه پس از قبولي و گذراندن اين دوره ها مجوز تدريس در كلاس ها را دريافت مي كند ما در اين آموزش 250 ساعته سعي بر آن داريم كه آموزشيارها را با آموزش مشاركتي بيشتر آشنا كنيم و به سمتي برويم كه كلاس ها از حالت معلم محوري خارج شود كه فكر مي كنم اين كار در مدارس عادي ما نيز بايد صورت بگيرد.
وي همچنين در مورد مراحله طي شده در كلاس هاي نهضت مي گويد : اولين دوره كه با نام دوره مقدماتي معروف است شامل 200 ساعت كه تا 60 ساعت نيز امكان اضافه شدن دارد كه اين 60 ساعت براي گويش هاي مختلف در نظر گرفته شده است اين دوره كه معادل اول و دوم است شامل خواندن و نوشتن كليه حروف الفبا فارسي ، جمع و تفريق ، اعداد نويسي و آشنايي با مسايل اجتماعي را در بر مي گيرد دوره بعدي به نام دوره تكميلي كه معادل سوم ابتدايي است كه اين دوره 260 ساعت را شامل مي شود كه سواد آموز در اين دوره خواندن و نوشتن خودش را گسترش مي دهد بعد از دوره تكميلي دوره پاياني است كه به دوره انتقال معروف است كه معادل نيست بلكه برابر چهارم ابتدايي است چرا كه مواد آموزش مثل آموزش سراسري است كساني كه تنها خواندن و نوشتن آنها را راضي نمي كند پا به اين دوره آموزشي مي گذارند. دوره پاياني شامل 570 ساعت است كه مرحله گذر از دوره تكميلي به دوره بالاتر به حساب مي آيد بعد از آن كلاس پنجم را داريم كه اين كلاس نيز برابر با كلاس پنجم آموزش سراسري كشورذ است كه 9 ماه تحصيل را در بر مي گيرد بعد از به پايان رسيدن كلاس پنجم سواد آموز از سيستم سازمان نهضت سواد آموزي خارج مي شود و به طور مستقيم وارد سيستم آموزش و پرورش مي شود در اين مرحله سواد آموز بايد براي ادامه تحصيل روانه كلاس هاي شبانه بشود كه متاسفانه در اين مقطع با كمبود فضاي آموزشي رو به رو هستيم به عنوان نمونه در يك منطقه ما تنها يك كلاس راهنمايي شبانه داريم ذكر اين نكته ضروري است كه بعد از دوره تكميلي مرزي وجود دارد بين نظام آموزش بزرگسلان و رسمي كشور كه در اين جا ما دو دسته سواد آموز داريم ، يك دسته كه نياز به مدرك دارند اما دسته ديگر كساني هستند كه علاقه به آموختن دارند حتي ما سواد آموزهاي داشتيم كه اشتياق آنها براي يادگيري به حدي بود كه تمامي مانع ها و كمبود ها را پشت سر گذاشته و از دانشگاههاي معــــــــــتبر كشور توانستند فارغ التحصيل بشوند .
سيفي در پاسخ به اين سئوال كه كلاس هاي نهضت سواد آموزي از سوي زنان بيشتر مورد استقبال قرار گرفته يا مردان مي گويد: بالاترين استقبال از كلاس هاي نهضت در تمامي اين سال ها از سوي خانم ها بوده است يعني در حدود 85 درصد البته نبايد از اين آمار چنين استنباط كنيم كــه در صد خانم هاي بي سواد بيشتر از آقايان است به عكس خيلي از مردان ما از نعمت سواد محرومند اما به دليل اينكه اكثر آنها نان آور خانواده محسوب مي شوند و به خاطر مشكلات معيشتي دو يا حتي 3 شغل اند بنابراين نمي توانند به كلاس نهضت مراجعه كنند اما سازمان براي رفع اين مشكل نيز برنامه ريزي داشته است به اين صورت كه در بيشتر كارخانه ها و ادارات و مراكز دولتي مــا كلاس هاي نهضت را داير كرده ايم و با هماهنگي هاي صورت گرفته سعي كرده ايم علاقمندان بتـوانند در كلاس ها حضور پيدا كنند حتي ما در پادگان ها نيز سواد آموزي را جزو برنامه قرار داده ايم چون خيلي از سربازان ما كه از روستاهاي دور افتاده به خدمت فرار خوانده مي شوند از نعمت سواد محروم هستند كه سازمان با همكاري كه با نيروهاي مسلح بر قرار كرده توانسته در حين خدمت اين افراد را با سواد و در كنار آن با حرفه اي نيز آشنا كند اين طرح هم اكنون در پادگان هاي ما به جديت دنبال مي شود تا آن جا كه براساس ابلاغيه ستاد فرماندهي كل نيروهاي مسلح دريافت كارت پايان خدمت سربازان بي سواد منوط به كسب مدرك قبولي دوره تكميلي نهضت سواد آموزي است هم چنين ما طرح سواد آموزي در قالب بيمه بيكاري داريم كه براساس مصوبه هيات وزيران كساني كه طبق قانون كار در طول ايام بيكاري مستمري دريافت مي كنند در صورتي كــه از نعمت سواد بي بهره باشند بايد به مراكز سواد آموزي مراجعه كرده و در دوره هاي سواد آموزي ثبت نام نمايند چون ادامه پرداخت مستمري به اين افراد منوط به شركت فرد بيكار در كلاس سواد آموزي خواهد بود.
وي در ادامه مي گويد : ما در طرح مبارزه با بي سوادي با زندان ها و هم چنين مراكزي هم چون ريحانه و سبز نيز همكاري مستمر داشته ايم و نهضت سواد آموزي به منظور بسط و توسعه مبادلات فرهنگي و آموزشي همكاري هاي زيادي با سازمان ها و محافل بين المللي و منطقه اي از جمله يونسكو ،يونيسف و صندوق جمعيت سازمان ملل و كميسارياي عالي پناهندگان سازمان ملل كه در اين زمينه مي توان به آموزش بيش از 100 آموزشيار افغاني و تحت پوشش بردن حدود 300000 نفر از مهاجرين افغاني و حدود 20 هزار نفر از معاودين عراقي در سال هاي گذشته اشاره نمود در ضمن سازمان به منظور انتقال تجربيات ارتباط مستمري دارد با كشورهايي كه در امر سواد آموزي فعاليت دارند.
رئيس ادره آموزش نيروي انساني سازمان نهضت سواد آموزي در مورد مشكل بودن مــــحتواي كتاب هاي درسي نهضت مي گويد : من شخصا به دشوار بودن مطالب و تا حدودي غير كار آمدي كتاب هاي درسي در نهضت اعتقاد دارم و فكر مي كنم براي برطرف كردن اين مشكل بايد سعي كنيم گذري داشته باشيم از آموزش سنتي به سوي آموزش پويا متاسفانه اشكالاتي كه در سيستم آموزش سراسري كشور و هم چنين در آموزش نهضت وجود دارد همين آموزش و تدريس به روش سنتي يعني همان معلم محوري است به اين صورت كه همه كارها را معلم انجام مي دهد ما بايد سعي كنيم مواد آموزشي كتاب ها را فراخور مخاطبان اصلاح كنيم و در درجه بعد كلاس ها را از حالت معلم محوري خارج كرده و به سواد آموز مسئوليت بدهيم و با دادن اين مسئوليت در او حس و انگيزه قوي ايجاد كنيم به همين علت از سال 79 سازمان نهضت سواد آموزي اقدام به تاسيس مراكز يادگيري محلي كرده است البته اين طرح جزو طرح هاي بود كه قبلا در كشورهاي شرق آسيا مثل چين ، مالزي و... اجرا شده بود.
وي در ادامه مي افزايد : مراكز يادگيري محلي مكان هاي آموزشي هستند كه در روستاها يا مناطق شهري باهمكاري نهضت سواد آموزي توسط مردم و مسئولين محلي براي ارائه انواع آموزش تاسيس مي شوند كه اين آموزش ها شامل 5 مرحله به اين شرح است آموزش سواد پايه (شامل دوره مقدماتي و تكيملي)،آموزش سواد تكميلي (شامل دوره پاياني )،آموزش پس از سواد (در قالب  3 گروه پيگير مخصوص كساني كه توانائي شركت در كلاس هاي سواد آموزي را به طور مداوم را ندارند)،آموزش مهارت هاي اساسي زندگي (شامل موضوعات بهداشت ،همسرداري،تربيت فرزندان ، تصميم گيري و تعاون ، ارتباطات و...) وآموزش حرفه ها (شامل خياطي ،گلسازي ،گلدوزي،قلاب بافي، آشپري، قالي بافي و...).
سيفي هم چنين مي افزايد: سازمان نهضت سواد آموزي در اجراي تعهدات دولت جمهوري اسلامي ايران به برنامه آموزش براي همه مردم و براساس تصميمات اتخاذ شده در شورايعالي پشتيباني سواد آموزي ، موظف به تشكيل 1564 مركز يادگيري محلي در سراسر كشور در سال تحصيلي 82-81 گرديده كه تعداد 23 مركز يادگيري محلي سهميه شهر تهران است .
وي در ادامه مي گويد: يك تحقيق علمي ثابت كرده بعد از 6 ماه 30 درصد آموخته اگر كاربرد نداشته باشد فراموش مي شود معضلي كه هم اكنون سيستم آموزشي ما بدان دچار است يعني سواد آموز از آن چه كه در كتاب ها فرا گرفته چون بهره اي نمي گيرد به مرور زمان فراموش مي كند كه نهضت طرح هاي موفق تداوم سواد را برنامه ريزي كرده است كه اين طرح ها مواردي هم چون تهيه و توليد مواد خواندني ساده و مفيد،تشكيل گروه هاي پيگير سواد، توسعه مشاركت هاي بين بخشي ، آموزش هاي رسانه اي ، برقراري نمايشگاه هاي كتاب، تجهيز كتابخانه هاي عمومي شهري و روستايي ، كتب ويژه نوسوادان ، برگزاري مسابقات كتابخواني ، ارائه خدمات مكاتبه اي و طرح خواندن با خانواده را در بر مي گيرد.
***
امروزه بيش از دو دهه از فعاليت نهضت سواد آموزي سپري مي شود سازماني كه برخلاف نگرش برخي افراد، فعاليت هاي آن مختص به  پيرآموزي نيست بلكه محور اصلي آموزش هاي نهضت بر روي قشر جوان و مولد جامعه تكيه دارد  بنابراين اين گونه احساس مي شود كه براي پيشبرد اهداف اين سازمان بايد هر چه سريعتر روشهاي پويا و به روز جايگزين روشهاي سنتي شود و اين كار زماني تحقق مي يابد كه مسئولين از چنين طرح هاي حمايت كنند.

 
 
منوی اصلی
صفحه اصلی
روزنوشت
گزارش
مصاحبه
لیست کلی
خبر خوانها
لینکستان
جستجوی پیشرفته
تصاوير ديدني
arton306.jpg
 
 
 

.استفاده از مطالب در صورت ذکر آدرس سايت و نام نويسنده مجاز است
©2007 All rights reserved (Powered by: Mambo)